مسافرکوچولوی مادر خوش اومدی

هفته 32

1393/11/3 16:50
نویسنده : مامان
232 بازدید
اشتراک گذاری

سلاااااااااااااام من بعد کلی تاخییر بازگشتم و میخوام تقصیرات و بندازم گردن دنیای مجازی موبایلی که فرصت نمیده بیام پای لب تاب و اپ کنم و با موبایلم سختمه که اپ کنم و دومین دلیل اینکه از اونجا که من خیلی باهوشم رمز وبلاگ و ایمیل و باهم فراموش کرده بودم و این شد که یکم دیر شد و خدمتتون عرض کنم که من روز اخر از هفته 32 هستم و فردا انشالله وارد هفته 33 میشم 

ازینجا به بعد روی سخنم با دخترمه که عشقمه نفسمه زندگیمه همه وجودمه..........الهی قربونت برم که تو دلم ورجه ورجه میکنی و دلبری میکنی از مامان و بابا......عزیزدلم من و بابایی کلی درمورد اسم شما فکرکردیم و در اخر نتیجه این شد که اسم قشنگتون "حنا" باشه هوووووووووووورااااااااااااااااااااااااااا بزن به افتخار حنا خانوم 

حنای خوشگلم نمیدونی چقدر دوستت داریم مامان و عاشقانه منتظرتیم .........دختر قشنگم من و بابای تقریبا همه وسایلتو خریدیم و اتاقتو اماده کردیم برات ایشالله که اتاقتو و وسایلاتو دوست داشته باشی ........مامانی جونم برات بگه که شما دخمل خوبی هستی و مامانتو اذیت نمیکنی اصلا تقریبا دوماه میشه که از شمال برگشتم و سونو و ازمایشاتم همگی نرماله تا اینجا و مشکل سرویکسمم تقریبا حل شده شکرخدا .....فقط باید منتظر باشیم تا این هفته ها سپری بشه و هفته های اخر برسه تا ببینم خدا چطور برامون صلاح میدونه دکترای اینجا کلا سزارین انجام نمیدن دیگه و گفتن باید صبرکنم ببینم اخرش چی میشه و من با تموم وجودم به خدا توکل کردم و مطمئنم بهترین و برام رقم میزنه ..........من فعلا تنهام و کسی نیومده پیشم مامان بابایی گاهی میاد چندروز میمونه و میره ولی مامان خودم احتمالا چندوقت دیگه میاد که دیگه بمونه پیشمون تا تو بدنیا بیای و ازت مراقبت کنیم عزیزکم.......بابای خوب و مهربونت هرشب دستشو میزاره رو شکم مامانی و برات قران میخونه و تو براش طنازی میکنی بابایی خیلی خیلی هوامونو داره مامان و نمیزاره تو این غربت اب تو دل مامان تکون بخوره هرروز که میگذره بیشتر قدرشو میدونم و خوشحالم که تو همچین پدر نمونه ای داری و مطئنم عاشقش میشی عزیزکم...............ازین به بعد قول میده بیشتر بیام وبلاگت عزیزم و هروقت پرده اتاقتو اماده کردم یه عکس کلی از اتاق میزارم تو وبلاگت عزیزدلم .......فعلا برم چون الان وقت برگشتن بابا از سرکاره برم یه چای براش دم کنم بعدا میام بیشتر برات حرف میزنم حنای نازنینم 

اینم بگم اخرین سونوم تو هفته 27 بود و وزن شما 1250 بود عشقکم

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

شیمـا مـامـی رادیـن
4 بهمن 93 11:12
واااااااای نسیم جون بسلامتی ایشالا دیگه چیزی نمونده ایشالا که زایمان راحتی داشته باشی و فرشته نازت رو صحیح و سالم بغل کنی حنا خانوم چه اسم قشنگی ایشالا که نامدار باشه بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهشم نری چند ماه دیگه بیای هاااااااااااااااااا من میخوام زودی عکس ماهش رو ببینم سیسمونیش هم مبارکش باشه ایشالا که بسلامتی ازشون استفاده کنی عکس اتاقش رو هم زود بذار بوووووووووس برای خودت و حنای نازمون
مامان
پاسخ
میسی مامان شیما حتما